خانم کوچک بخت
عهدی که در ناامیدی بسته شد، تنها چیزی میشود که ارزش جنگیدن دارد.
عهدی که در ناامیدی بسته شد، تنها چیزی میشود که ارزش جنگیدن دارد.
او با هیچ چیز رفت، و با تمام آنچه آنها می خواستند بازگشت.
معشوق پنهان من برادر اوست! قرار بود دشمنش باشد، اما سرنوشت برنامههای دیگری داشت.
او که توسط مورد اعتمادترین افرادش خیانت دیده، فرصت دومی برای بازنویسی همه چیز پیدا میکند.
او که توسط مورد اعتمادترین افرادش خیانت دیده، فرصت دومی برای بازنویسی همه چیز پیدا میکند.
اوه! عاشق برادر ناتنیام شدم — قولی که از سر ناامیدی داده شد، تنها چیزی میشود که ارزش جنگیدن دارد.
آنها او را در ملاء عام مسخره کردند. باید میپرسیدند او واقعاً کیست.
سوگندی که در ناامیدی خورده شد، تنها چیزی میشود که ارزش جنگیدن دارد.
او با هیچ چیز رفت، و با تمام آنچه آنها آرزو داشتند بازگشت.
او که توسط مورد اعتمادترین افرادش خیانت دیده، فرصت دومی برای بازنویسی همه چیز پیدا میکند.
داستان را با سکه ادامه دهید، یا VIP شوید تا دسترسی نامحدود داشته باشید.