برادرانم التماس کردند، اما من ملکه اژدها هستم
برادرانم التماس کردند، اما من ملکه اژدها هستم. او قرار بود دشمن من باشد، اما ماه برنامه های دیگری داشت.
برادرانم التماس کردند، اما من ملکه اژدها هستم. او قرار بود دشمن من باشد، اما ماه برنامه های دیگری داشت.
جن بزرگ و قدرتمند — آنها او را در ملاء عام مسخره کردند. باید از او میپرسیدند که واقعاً کیست.
تولد دوباره، جهنمم را به او هدیه دادم. یک هویت مخفی، یک قرارداد غیرممکن و عشقی که هیچکدام برنامهریزی نکرده بودند.
قولی که در ناامیدی داده شد، تنها چیزی میشود که نیمهخدای خیانتدیده برای بازپسگیری همه چیز باید برایش بجنگد.
یک هویت مخفی، یک قرارداد غیرممکن و عشقی که هیچکدام برنامهریزی نکرده بودند. او سه قلوهای او را حمل میکند و همسرش میشود.
ریلتاک قسمت ۴۸: لاس زدن، اولین بوسهها و دعوا — یک هویت مخفی، یک قرارداد غیرممکن و عشقی که هیچکدام برنامهریزی نکرده بودند.
او با هیچ چیز رفت و با تمام آنچه که آنها می خواستند بازگشت. فرصتی دوباره برای عشق واقعی.
او که توسط مورد اعتمادترین افرادش خیانت دیده، فرصت دومی برای بازنویسی همه چیز پیدا میکند. عروس اژدهای ظالم، انتقام و عشق.
نذری که در ناامیدی بسته شد، تنها چیزی میشود که ارزش جنگیدن دارد.
ReelTalk EP 47—ما هم اشتباه میکنیم... یک هویت مخفی، یک قرارداد غیرممکن و عشقی که هیچکدام برنامهریزی نکرده بودند.
ستون فقرات دیترویت را اخراج کردی — او با دست خالی رفت و با تمام آنچه آنها همیشه میخواستند بازگشت.
یک هویت مخفی، یک قرارداد غیرممکن، و عشقی که هیچکدام برنامهریزی نکرده بودند. آیا راز او فاش خواهد شد؟
داستان را با سکه ادامه دهید، یا VIP شوید تا دسترسی نامحدود داشته باشید.