او ترکم کرد، از پدرش باردارم
به او خیانت شد، اما از پدرش باردار است. آیا میتواند سرنوشت خود را بازنویسی کند؟
به او خیانت شد، اما از پدرش باردار است. آیا میتواند سرنوشت خود را بازنویسی کند؟
خانواده به من خیانت کرد، من شاهزاده مافیا شدم. یک هویت مخفی، یک قرارداد غیرممکن و عشقی که هیچکدام برنامهریزی نکرده بودند.
سوگندی که در ناامیدی خورده شد، تنها چیزی میشود که ارزش جنگیدن دارد.
یک هویت مخفی، یک قرارداد غیرممکن و عشقی که هیچکدام برنامهریزی نکرده بودند. پر از درام!
با مافیایی که نجاتش دادم ازدواج کردم — یک قول از سر ناامیدی تنها چیزی میشود که ارزش جنگیدن دارد.
بازگشت پرنسس مافیا — او با دست خالی رفت و با تمام آنچه آنها میخواستند بازگشت.
پدر بچه من پادشاه اعماق است — او قرار بود دشمن او باشد. اما ماه برنامه های دیگری داشت.
هیس، پروفسور! لطفاً نگو — آنها او را در ملاء عام مسخره کردند. باید میپرسیدند او واقعاً کیست.
رام کردن قلدرهایم 3 — قولی که در ناامیدی داده شد، تنها چیزی میشود که ارزش جنگیدن دارد.
سوگندی که در ناامیدی خورده شد، تنها چیزی میشود که ارزش جنگیدن دارد. او باید از نامزد ظالمش فرار کند.
ریلتاک قسمت ۷۸: یک روز در زندگی کام: پاپ مارت و داستانهای ناگفته — عهدی که در ناامیدی بسته شد، تنها چیزی میشود که ارزش جنگیدن دارد.
داستان را با سکه ادامه دهید، یا VIP شوید تا دسترسی نامحدود داشته باشید.